» عمومی » فرهنگی ادبی » وقتی بیتا با یک خال باران می شود!
فرهنگی ادبی

وقتی بیتا با یک خال باران می شود!

بهمن 1, 1392 006

به گزارش سایت شمس شهرستان مبارکه و به نقل از ایمنا ، “آوای باران” عنوان سریالی است که طرفدارانش این روزها انتظار قسمت های پایانی اش را می کشند.
سریالی که با وجود تمام انتقادها بحرحال توانسته توجه مخاطبان زیادی را خصوصا از تماشای سریال های جم تی وی به تلویزیون ایران بکشاند.
“آوای باران” پر از فراز و فرودهای احساسی است و حول همان تقابل قدیمی خوب و بد که همیشه موضوع بوده و هست می چرخد.
داستان افراد جاه طلبی که در طمع هر آنچه مال آنها نیست به پستی تن در می دهند و نامردی و نامرادی را به کمال می رسانند و اما جزای عمل و تاوان دیر یا زد از راه می رسد و از آن گریزی نیست!
باران بعد از رفتن پدر توسط نادر و زیور به طمع مال دنیا به گداها فروخته شده تا آنها همه چیز را از آن خود کنند. در همین گیر و دار داستان های فرعی و شخصیت های دیگر هم جایی برای خود پیدا می کنند و سهمی در قصه می یابند
نادر و زیور آدمهای سیاه قصه هستند که تلاش خالق شان برای نزدیک کردنشان به شخصیت های خاکستری طبقه متوسط موفق از آب درنیامده است و در شرایطی که کوچکترین و ظریف ترین دروغ ها در اجتماعات انسان امروز در زندگی ها جا بازکرده، با دروغ بزرگ احمقانه ای که از ابتدا نیز می توان پایان ناخوشایندش را حدس زد، داستان را پیش می برند!
آنها تنها با گذاشتن یک خال روی صورت بیتا به جای باران سعی می کنند که اموال دایی طاها به نام دخترشان شود درحالی که اصلا به موضوعاتی مثل اینکه چطور شناسنامه باران را برای دخترشان نگه داشته اند و چگونه آن را عکس دار کرده اند و هزار و یک سوال ایجاد شده برای مخاطب توجهی نمی شود!
و عجیب اینکه طاها نیز نقاب باران بر صورت بیتا را که در زمان رفتنش اصلا متولد نشده بوده به جای باران ۷، ۸ ساله بیست سال پیش می پذیرد!
یکی از نکات عجیب و بی منطق دیگر قصه این است که از خانواده طاها و همسر مرحومش تنها نادر و زیور مانده اند تا بتوان قصه را پیش برد! و حتی یک نفر فامیل و آشنا هم برای رو کردن دست آنها و برخورد با رفتارشان از ابتدا تا امروز وجود نداشته و ندارد!
سام درخشانی و الهام چرخنده نیز با یک گریم نه چندان باور پذیر به عنوان پدر و مادر سیاوش خیرابی که فقط 7،8 سالی از آنها کوچکتر است، به مخاطب تحویل داده می شوند!
واقعا جای تعجب دارد که شخصیتی چون طاها پس از تحمل ۲۰ سال رنج زندان و خشونتش بدون اینکه هر آنچه را که باید بفهمد به سرعت راضی می شود و همه مال و اموالش رو به اسم بیتا که به نوعی رفتارش در همین سطحی که دیده هم چندان خوشایندش نیست و به دلش ننشسته است، می زند!
تا اینکه فرید پسر عجیب متفاوت و مثبت خانواده نادر برای او رمز گشایی می کند و قصه مشخص می شود!
پیدا شدن باران گمشده در تهران بزرگ نیز روایت نچسب خودش را دارد!
پلیس ها بعد از ۲۰ سال نمی توانند باران را پیدا کنند و فرید دلسوز با یک عکس به راحتی بعد از یک روز به یک قدمی باران می رسد!
بازی بازیگران نیز خود بحث مفصلی می طلبد، حمیدرضا پگاه این بار نیز بازی کلیشه ای اش را با همان لبخندهای ملایم و لحن آرام در کسوت طاها ارائه می دهد و الهام چرخنده نیز بازی آزار دهنده ای دارد. تکلیف بیتا و بازیگران جوان تر هم که مشخص است! دغدغه باران به علت ضعف بازی چندان برای مخاطب دغدغه نمی شود و …
البته نا گفته نماند که با وجود تمام این مشکلات و از بین رفتن منطق روایت قصه و مشکلات در این مجموعه تلاش کوچکی شده تا داستان با مضمونی اجتماعی پیش رود و دغدغه هایی مثلا از حال و روز کودکان کار و خیابان همچون “فاصله ها” تجربه قبلی سازنده اش در سریال به تصویر کشیده شود. این مسئله و شاید نمایش وجود روحیه ستمگری در سطوح متفاوت بین افراد در جامعه امروز و چالش های اساسی که از ابتدا موضوع انسان بوده و هست درکنار تمام مسائل احساسی باعث شده ” آوای باران” با وجود تمام سوتی ها و نقایص بزرگ خود مخاطب تلویزیون را این شبها به دیدن شبکه ۳ بکشاند.
اینکه شاید “آوای باران” در همین سطحی که هست گوشه ای هر چند کوچک به مشکلات و مسائل یک جامعه با مظاهر مدرن و مشکلات بسیار بزند و مخاطب لحظه ای با دیدن این گوشه ها آرام گیرد!
مسئله ای که اما بیش از همه باعث تاسف است، فقدان سریال و برنامه هایی است که مخاطب را فهیم و عاقل تر از تصور موجود ببیند و فرصت انتخاب بیشتری بین گزینه های احتمالی موجود برای مخاطب را فراهم کند.

به این نوشته امتیاز بدهید!

سعید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  • ×