اخبار ورزشی

بابک زنجانی کیست؟ مافیا یا مهره سوخته

سجاد زند؛ تصاویر حرف های زیادی برای گفتن دارند. می توانند افشا کنند، می توانند یک نفر را زمین بزنند و می توانند یکی را به عرش ببرند. بیش از یک سال پیش تصاویری از فردی در اینترنت منتشر شد که گفته می شد یکی از دلالان بزرگ نفت ایران است. تصاویری که این فرد را با اسلحه نشان می داد. این تصاویر توسط سایت اینترنتی بازتاب منتشر شد. سایت بازتاب در آن روزها مطالبی علیه این فرد انتشار داد و او را دلال اصلی نفت ایران و یکی از دانه درشت های مفاسد اقتصادی معرفی کرد. این تصاویر متعلق به “بابک زنجانی” بود. فردی که  این روزها در صدر اخبار ایران جاخوش کرده است.

فصل شهرت با تصاویر بی کیفیت
پاییز و زمستان 91 در زندگی بابک زنجانی فصل هایی مهم اند، فصل شهرت با تصاویر. او ابتدا با تصویری در کنار فردی که گفته می شود یک فعال اقتصادی است، در رسانه های اجتماعی جنجال به پا کرد. این عکس در یک هواپیما گرفته شده است. بابک زنجانی در کنار فردی قرار گرفته بود که یکی از تصاویر معروف اتفاقات سال 88 منتسب به اوست. فردی که با یک کلت کمری بر تَرکِ یک موتور نشسته است. انتشار این عکس در کنار عکس هایی که  زنجانی را مسلح نشان می داد، به شدت مورد توجه کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفت. اما در رسانه های داخلی کمتر به آن ها پرداخته شد.
این آغاز شهرت یک سرمایه دار با “تصاویر” بود. سرمایه داری که  صاحب باشگاه راه آهن تهران شده بود. باشگاهی قدیمی که تیم فوتبالش شهرت دارد. او به این ترتیب وارد مردمی ترین لایه تبلیغاتی شد، یعنی فوتبال. او با سرمربی جنجالی تیم خود شهرت بیشتری برای خود دست و پا کرد. حضور علی دایی در راه آهن تهران باعث شده بود نگاه ها به سمت این باشگاه نیز بچرد و افکار عمومی تنها غرق در اخبار استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی و کمی سپاهان نباشد. انتشار تصویری از علی دایی و بابک زنجانی در حال بازی تختِ نرد در رسانه های اجتماعی شهرت زنجانی را بیشتر کرد. این تصویر به خاطر علی دایی در رسانه مورد توجه قرار گرفت اما ناخودآگاه باعث شد نام بابک زنجانی نیز بیش از پیش بر سر زبان ها بیافتد.
بابک زنجانی به سرعت با تصاویر بی کیفیت  اما جنجالی معروف شد. شهرتی که با ابهامات پیرامون او جذابیتش را بالاتر می برد. در بهمن ماه سال 91 پرده دیگری از روابط این سرمایه دار برداشته شد تا شهرتش را دو چندان کند. محمود احمدی نژاد رییس جمهور وقت ایران در یک روز یکشنبه زمستانی در جلسه استیضاح وزیر کارش در مجلس حاضر شد. وزیر کاری که به خاطر انتصاب سعید مرتضوی به مدیر عاملی تامین اجتماعی استیضاح می شد. احمدی نژاد در آن جلسه فیلمی رو کرد که باعث شد، آن روز یکشنبه “سیاه” نام گیرد. فیلم احمدی نژاد “بی کیفیت” بود، سه شخصیت محوری داشت. سعید مرتضوی، فاضل لاریجانی و آقای “ز”. این فیلم ربطی به استیضاح نداشت بلکه برای تخریب رییس مجلس علی لاریجانی در صحن علنی به نمایش گذاشته شد.
آقای “ز” نامی بود که احمدی نژاد برای معرفی یکی از شخصیت های فیلم به زبان آورد. خیلی سریع هویت آقای “ز” فاش شد. او کسی نبود جز بابک زنجانی که به همراه برادر کوچکتر رییس مجلس (فاضل لاریجانی) به ملاقات مدیر بد نام تامین اجتماعی رفته بود. بابک زنجانی یکی از مشتریان  خرید شرکت های زیر مجموعه تامین اجتماعی بود.
با گذشت هر روز بابک زنجانی مشهور تر شد. تصویر مبهم و بی کیفیتی که از او در اذهان شکل گرفته بود شفاف تر شد. بابک زنجانی آرام آرام برای اصلاح این تصویر وارد رسانه ها شد. او تا پیش از آن به سبک سرمایه دار های بزرگ از  رسانه ای شدن پرهیز می کرد. اما شتاب گیری شهرت ناخوشایندش او را وادرا کرد که از خود دفاع کند.
او از حضور در هیچ رسانه ای فروگذار نکرد، از تلویزیون فارسی بی بی سی گرفته تا سایت رسمی باشگاه فوتبال راه آهن، گفت و گوهایی با او منتشر کردند. او در تمام گفت و گو ها سعی کرد خود را سرمایه داری بزرگ، کار بلد، وطن دوست، نیکو کار و  … معرفی کند. او تمام صفات خوب را به خودش نسبت داد و  سعی کرد غبار اتهامات را از اطراف خود دور کند.
در همان سال 91 بود که او در لیست تحریم های اتحادیه اروپا قرار گرفت. او متهم بود که شرکتش  مقرارت تحریم نفت ایران را دور زده است. زنجانی در گفت و گو با خبرگزاری رویترز قرار گرفتن در لیست تحریم های اتحادیه اروپا را اشتباه خواند. این سرمایه دار ایرانی پس از آن در لیست تحریم های آمریکا هم قرار گرفت. دیوید کوهن معاون وزیر دارایی آمریکا زنجانی را متهم به پولشویی برای جابه جایی نفت و پول کرد. به این ترتیب نام بابک زنجانی با تحریم ها نیز گره خورد.
با آغاز سال 92 بابک زنجانی چهره تازه ای از خود به نمایش گذاشت، چهره ای که سال پیش از آن استارتش را زده بود، او از همان ابتدا سعی کرد همچون یک سوپراستار ظاهر شود. در رسانه های حضور پررنگ تری پیدا کرد. حتی در فیس بوک صفحه ای منسوب به وی فعال است، صفحه ای که شواهد نشان می دهد اگر توسط خودش اداره نشود توسط نزدیکانش اداره می شود. بابک زنجانی در سال 92 وارد پروژه های فرهنگی شد او سرمایه گذاری دو فیلم سینمایی را بر عهده گرفت.
شرکت های زنجانی در مجموعه هولدینگ سورینِت قرار دارند. او در سال 92 فعالیت های هواپیمایی قشم را بیش از پیش رسانه ای کرد. هواپیمایی قشم شب های متوالی در ساعات پر مخاطب شبکه یک سیما برنامه ای به سبک اخبار رسانه ای پخش کرد. در این برنامه فعالیت های شرکت هواپیمایی بابک زنجانی به صورت مشروح به نمایش گذاشته شد.
بابک زنجانی در راستای ارتباطات فوتبالیش با باشگاه پرسپولیس هواپیمایی اختصاصی برای این باشگاه در نظر گرفت. زنجانی همچون حسین هدایتی دیگر سرمایه دار مسئله دار روابط گسترده ای را با باشگاه پرسپولیس برقرار کرد، روابطی که پس از حضور علی دایی در پرسپولیس پر رنگ تر شد. به گونه ای که در جریان بازی پیشکسوتان پرسپولیس  و میلان در اردوی شبانه تیم پیشکسوتان پرسپولیس حضور پیدا کرد و با هدایتی و رویانیان عکس یادگاری گرفت.
بدهی کلان و گودال 40متری
بابک زنجانی با گذشت زمان از حاشیه ها به صدر اخبار رسانه ها رسید. این اتفاق پس از تشکیل دولت یازدهم رخ داد. بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت دولت جدید در اولین مصاحبه های خود پس از نشستن بر کرسی وزارت از بدهکاری کلان بابک زنجانی به این وزارتخانه خبر داد. زنگنه 19 شهریور ماه گفت که زنجانی بیش از دو میلیارد دلار پول فروش نفت را به حساب خزانه واریز نکرده است. پس از آن یکی از نمایندگان مجلس بدهی زنجانی را دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار اعلام کرد. یک روز پس از اظهارات بیژن زنگنه، زنجانی سخنان زنگنه را تکذیب کرده و گفت این پول در حساب شرکتی وابسته به وزارت نفت در خارج از کشور است و عدم انتقال این پول به وزارت نفت ربطی به او ندارد. بنا به گفته او این پول به خاطر تحریم ها بلوکه شده است. بابک زنجانی توضیحاتش را در قالب یک ویدئو در یوتیوب منتشر کرد.
این آغازی بود برای جنجال تازه بر سر بابک زنجانی و فعالیت های او. مجلس شورای اسلامی به پرونده زنجانی ورود پیدا کرد. او در مجلس حاضر شد و درباره بدهی خود توضیح داد و اساس این بدهی را تکذیب کرد و گفت که نه تنها بدهکار نیست بلکه طلبکار است. برخی نمایندگان مجلس نیز به دفاع از زنجانی پرداختند آن ها از ضایع شدن حقوق شهروندی وی سخن گفتند.
در این بین اتفاقی تازه افتاد تا نام زنجانی باز هم در صدر اخبار قرار گیرد. بامداد 13 مهر ماه صدایی مهیب خواب اهالی خیابان “ایران زمین” را آشفته کرد. منشا این صدای مهیب ریزش ضلع شمالی پروژه شرکت شتسا متعلق به بابک زنجانی بود. ریزشی که باعث ایجاد یک گودال 40 متری در خیابان ایران زمین شد و پروژه  ساخت مجتمع تجاری را با مشکلی بزرگ روبه رو کند.
مافیا یا مهره سوخته؟
ماجراهایی بابک زنجانی او را به یک چهره جنجالی بدل کرده است. چهره ای که مورد توجه افکار عمومی است. زنجانی تلاش می کند در یک جدال بزرگ چهره خود را اصلاح کند.شاید او تصور می کند با کسب شهرت می تواند از فشار افکار عمومی استفاده کند و از مخمصه رها شود. به همین دلیل به گفت و گوهای پی در پی با رسانه ها می پردازد. او در این گفت و گو ها ابعاد تازه ای از زندگیش را به نمایش گذاشته است.
بابک زنجانی که متولد سال 1349 در تهران است درباره چگونگی ورودش به فعالیت های اقتصادی می گوید زمان سربازی به سپاه اردکان اعزام شده است. در اردکان چون مرتب‌ تر بود و تمیزتر می‌نوشت به قرارگاه فرماندهی سپاه منتقل شد. بعد از حدود ۱۳ تا ۱۴ ماه با دیدار اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور سابق ایران از قرارگاه سپاه و تأکید بر نیاز برخی مراکز، از جمله بانک مرکزی به سرباز، وی را به عنوان سرباز به بانک مرکزی تهران فرستادند.
براساس روایت زنجانی، او چندی بعد راننده محسن نوربخش، رئیس وقت بانک مرکزی شد. او در آنجا غیر از رانندگی کار ثبت نامه‌ها را هم بر عهده گرفت. زنجانی بعد از اتمام دوره سربازی به دلیل اینکه “صاحب چند کارت” برای دلالی بانک مرکزی بود تصمیم می‌گیرد در تزریق دلارهای بانک مرکزی برای کنترل بازار فعالیت کند.
زنجانی می‌گوید نخستین ارزی که از بانک مرکزی برای توزیع گرفته ۱۷ میلیون دلار بوده؛ کارمزدی که بابت توزیع آن دریافت کرده هم ۱۷ میلیون تومان بوده است. در ان زمان او هر روز ۱۷ میلیون دلار از بانک گرفته و پخش کرده و ۱۷ میلیون تومان هم سود دریافت کرده است.
زنجانی پس از درگذشت نوربخش تصمیم می‌گیرد “سالامبور” فروش شود، یعنی پوست گوسفند به خارج از ایران بفروشد. او با خرید و دباغی پ.وست گوسفندان ان ها را به ترکیه صادر کرده است. زنجانی می‌گوید، “در نخستین کانتینری که به ترکیه فرستاد هر “سالامبور” برایش نیم دلار تمام شد؛ اما آنها را در ترکیه به ۱۹ تا ۲۰ دلار فروخت و پولش یک‌باره چندبرابر شد.” او کارش را با ۵ هزار پوست شروع کرد و سودهای کلانی عایدش شد؛ همه چیز خوب پیش‌می‌رفت تا اینکه در سال ۱۹۹۶ میلادی ورشکست شد و به زندان افتاد.
او آغاز فعالیت های گسترده اقتصادی خود را اینگونه روایت کرده است. روایتی که در آن حلقه های گمشده ای وجود دارد. هنوز جای این سوال باقی است که چگونه بانک مرکزی به یک سرباز اعتماد می کند و مبالغ هنگفتی ارز در اختیار او قرار می دهد؟ سوالی که این روزها هم  مطرح است. زنجانی چگونه توانست وارد بازار دلالی نفت شود؟ احتمالا پاسخی که به سوال دوم داده شود می تواند پاسخ به سوال اول نیز باشد.
علی مروی نماینده مجلس می گوید: «شکی در برخورداری او از رانت وجود ندارد، بدون‌شک تشکیلات مافیایی در کنار زنجانی وجود داشته است.»
حمید رضا حسینی فعال اقتصادی و برادر وزیر ارشاد دولت محمود احمدی نژادمی گوید”گروهی از او حمایت کرده‌اند، به نفت واردش کرده‌اند”. او معتقد است که زنجانی “پیشانی یک جریان” است. حسینی تاکید می کند: «دیگران روی او سرمایه‌گذاری کرده‌اند و شاید هم حاضر شوند قربانی اش کنند. او مهره سوخته یک جریان است.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا